صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
158
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
مربوط مىشود و در چنين مسألهاى پيامبر بطور غامض سخن نميگويد و عددى را كه معناى واقعى آن منظور نباشد ذكر نميكند . و اصولا در زمينههائيكه به اعتقادات مربوط مىشود اصحاب چنين تعبيرات غامضى از پيامبر نقل نكردهاند . همانطور كه گفتيم جمعى كه به نصوص ارزش كافى نمىنهند و بيمى از متروك شدن آن و يا معنا كردن آن بر خلاف مفاد ظاهرى ندارند بدون درنگ و تأمل گفتهاند : « مراد از هفت ، واقعا عدد هفت نبوده است ، مراد اين بوده كه براى قارى قرآن در كيفيت قرائت تسهيل و توسعهاى بوجود آيد ، به اين بيان كه كلمه هفت در مرتبه آحاد به معناى « كثرت » به كار برده مىشود ، همانطور كه كلمه هفتاد در مرتبه عشرات و كلمه هفتصد در مرتبه مأت به همين معنا به كار برده مىشود و هر وقت اين كلمات در اين معنا استعمال شود عدد خاصى از آن منظور نميگردد » 16 . غريب اينست كه چنين عقيدهاى را به « القاضى عياض » 17 نيز نسبت دادهاند در حالى كه او كسى است كه هيچ چيز را بر روايت صحيح مقدم نميدارد . اين عقيده را سيوطى با استناد به نصوص قويا رد كرده است 18 . پس ما نيز معتقديم كه منظور از هفت « كثرت » نيست و همانطور كه علماء گفتهاند واقعا حصر منظور است . ابن حبان 19 هم گفته كه بيشتر علماء معتقد به حصر در سبعه هستند 20 و همين اعتقاد به حصر بوده كه آنها را وا داشته تا كوشش كنند معناى واقعى اين عدد معين را بدست آورند ، چيزى كه هست اين كوششها غالبا موفقيت آميز نبوده چنان كه در مورد معنا كردن أحرف سبعه به قرائتهاى هفتگانه اين را ديديم . عقيده ديگرى كه در ضعف ، شبيه همين عقيده به قرائتهاى هفتگانه مىباشد اينست كه منظور از حروف هفتگانه ، هفت لهجه يا هفت لغت مىباشد . قطع نظر از اينكه لهجه و لغت دو مفهوم كاملا جداگانه دارند بايد توجه كرد كه همانطور كه